الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
20
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
بيانيهء حضرت زهرا عليها السّلام سخنى از ائمه طاهرين به گوش رسيد ، آرى كسى كه ابو عبد اللّه را دوست نمىدارد ، مؤمن نيست . شيخ محمّد بن قارون گفت : صدا را شنيدم ، ليكن ندانستم اين سخن را كدام يك از ائمه فرمود ، در اين حال از خواب بيدار شدم و از كوتاهىاى كه محمّد بن زرزور ، پيش از اين نسبت به ابن حجاج كرده بود سخت بيمناك گرديدم . محمّد بن قارون گويد : طولى نكشيد خواب را ، از خاطر بردم چنانچه گويا خوابى نديدهام و سابقهاى هم ندارم . پس از مدتى بار ديگر ، عازم زيارت عتبه عليه ، حضرت سيد الشهداء عليه السّلام گرديده ، در راه به گروهى از شيعيان برخورد كردم ، همچنانكه به مسير خود ادامه مىدادند ، پارهاى از اشعار ابن حجاج را ، با صداى بلند مىخواندند ، بدانها نزديك شدم و على ابن زرزور را در ميان آنها ديدم ، در آن هنگام به ياد خواب از ياد رفته خويش ، افتادم و به يكى از دوستان ، كه از مؤمنان ، و از ارادتمندان اهل بيت عصمت بود ، و با من ، در آن سفر ، همراهى مىكرد ، گفتم : مىخواهى طرفه خوابى ، براى تو نقل كنم ؟ گفت آرى ، سپس خواب خود را ، از آغاز تا انجام ، براى او نقل كردم سپس با سرعت بيشترى خود را ، به على بن زرزور رسانيد . پس از آنكه من و رفيقم ، به وى سلام كرديم و پاسخ شنيديم ، گفتم اى برادر هيچگاه به خاطر ندارم شعر ابن حجاج را ، از كسى شنيده باشى و اظهار ناراحتى نكرده باشى و يا به كسى اجازه بدهى ، كه شعر ابن حجاج را ، نزد تو بخواند ، اينك چه شده است ، كه خود شعر وى را ، مىخوانى و به خواندن ديگران هم ، گوش فرامىدهى ؟ على بن زرزور گفت : مىخواهى خوابى را ، كه براى او ديدهام ، از براى تو نقل كنم ، گفتم آرى ، چه خوابى ديدهاى ؟ همان خواب را كه من هم ديده